تبليغاتX
تنها ترین سعید دنیا - من و سلامتی
بغض های تمام ناشدنی یک مرد تنها

۩ چند روز پیش برای گرفتن دارو رفته بودم داروخونه

دکتر داروخونه پیله کرد که برای گرفتن داروهات یه چیز دیگه می‌خواد

بهش گفتم: خب، حالا کارت شناسایی بهت نشون می‌دم. گفت: نه. (در صورتی که می‌تونست با همین مدرک داروهامو بهم بده)

برگشتم خونه، اونو همراه خودم آوردم

دوباره تنها دفترچه رو بهش دادم، گفت: اون چی شد؟

منم از عصبانیتم پرت کردم جلوش

این قدر عصبی بودم که می‌خواستم دفترچه و نسخه رو پاره کنم (آخه با این وضع کمرم، کلی پیاده برگشته بودم خونه)

اولش سرسختی می‌کرد که نمی‌خواد داروها رو بده

تهدیدش کردم که از خودشو داروخونه‌ش به تامين اجتماعی شکایت می‌کنم

تو داروخونه که نشستم، کم کم شعله خشمم خوابید. از کرده خودم پشیمون شدم

تو راه بود که به خودم طعنه می‌زدم که نباید جواب بدی رو با بدی داد

ولی انگار تا عمرم دارم این نامردی و حق‌کشی مسئولین دانشگاه تهران رو نمی‌تونم فراموش کنم

ولی باز به خودم می‌گفتم حق ماها ایرانی‌ها اینه که این طور باهامون برخورد بشه

از همه زده شدم حتی از خودم!

همون طور که نیاز متخصص روان و اعصاب تو خودم حس می‌کنم حتما باید پیش یه روانشناس هم برم

اما از وزارت خونه و مدیرکل امور دانشجویان داخل بگم که هفته‌ی گذشته مادرم از اوصاف و ماجراهای بر من گذشته در اواخر سال گذشته در دانشگاه تهران مطالبی رو به دکتر شرح داده و ایشون قول انجام اقدامات پیگیری لازم را داده است

به ایشون متذکر شدیم که مسئولین دانشگاه تهران چطور با ما برخورد کردند و معاون آموزش دانشکده فنی بهم گفته بود حتی اگه وزیر هم این جا بیاد بهت مهمانی بدون شهریه نمی‌دیم

دکتر هم به مادرم گفته که بعد از ثبت نام نکردن مسئولین و شنیدن این حرف، باید همون موقع به وزارت خونه می‌رفتم و سریع به سمنان برنمی‌گشتم

یعنی الان دانشجوی دانشگاه تهران بودم!!! به همین سادگی به همین خوشمزگی

تو این مملکت اگه بلد نباشی کجا و کی و چطور شلوغ کنی یا مثه آدم پیگیر کارت باشی نمی تونی به حق خودت برسی

 

۩ می‌خوام وبلاگم رو یه جا تموم کنم

شاید زندگیم با خاتمه دادن به این چیزا برگرده به سابق

برگرده به زمانی قبل از ورودم به دانشگاه لعنتی

از زمان ورودم شاید هزاران بار 180 درجه با دفعه‌ی قبل متفاوت شدم! اما بهتر نشدم و روز به روز اخلاقم بدتر شده

این بار هم یکی بهم گفت وبلاگو ادامه بده

ولی باید بهش بگم دیگه نمی‌تونم

بیش از یه سالی هست که اراده خودمو از دست دادم

دیگه هیچ حرفو پندو اندرزی روم اثر نداره

راه علاجمو یا مرگ می‌دونم یا صحبت با یه نفر...

همه چی شده امیدهای واهی با آدم‌های تکراری

از معنویت هم خیلی دورم

می‌خوام به خودم برسم، خودمو درمان کنم

می‌خوام وضعیت جسمانیمو که روز به روز پای نت، خوشی‌ها و لذت‌های الکی از دست می‌ره را بهبود ببخشم

یه روز چکاپ کامل

یه روز روغن کرچک برای رادیولوژی

یه روز برق و فیزیوتراپی

قرص‌ها و آمپول‌های تقویتی

یه روز دندون

یه روز مو و پوست

یه روز تغذیه

و شاید هم روزی برای آب مرواید چشم‌هام به خاطر کامپیوتر

به پاش بیفته به خوردن کراتین و پروتین هم رو می‌آرم

...

اون طور که دکتر فیزیوتراپم می‌گفت، فرم بدنم از حالت آناتومی خارج شده و داره تبدیل به یه structure می‌شه

اما حالا که اینو می‌نویسم و 10 جلسه کامل، تحت درمان بودم دکتر بهم این امیدواری رو داده که با 10 جلسه دیگه و ادامه درمان فیزیوتراپیم بتونم انحراف ستون فقراتم رو کامل برطرف کنم

* یکی از دانشجویان علوم پزشکی هم بهم گفت: طبق آماری که تو خوابگاه دختران علوم پزشکی سمنان گرفتیم بیش از 80 درصد بچه‌ها انحراف کمی در ستون فقرات دارن

 

۩ روی یکی از پارچهِ نوشته‌های میدون انقلاب نوشته: اگه دانشگاه آزاد نبود، الان 3 میلیون و 400 هزار دانشجو و دانش‌آموخته چه می‌شدند؟ 31 اردیبهشت سالروز تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی

حالا که هست چه گلی به سر ملت زده؟ و الان چقدر فارغ‌التحصیل بی کار هست؟

 

۩ هفته‌ی پیش بود که متاسفانه سر یه سهل‌انگاری در کنترل‌پنل هاستِ وبسایت دانشجویان برق سمنان، بانک اطلاعاتیشون به کل از دست رفت! به همین سادگی به همین خوشمزگی

نه از دست من کاری ساخته بود و نه backup ی در کار بود!

 

اخیرا کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی به زبان فارسی رو از یه سایت فیلترشده گرفتم و در قسمت دریافت برنامه وبسایتم قرار دادم. با این که همچنان معتقد به ملحد بودن این شخص و باطل بودن نوشته های این کتاب دارم اینو فقط به جهت مطالعه‌ی آزاد گذاشتم و بنده هرگونه تغییر در عقیده و تفکری در جهت خلاف اسلام را بر گردن نمی‌گیرم مطالعه‌ی این کتاب جهت آشنایی با عقاید غلط کافران، تحقیق در دین و تحکیم ایمان اسلامی توصیه می‌شود.

یه سری آموزش‌های ازدواج و زناشویی نیز در وبسایت قرار دارم که سعی در تکمیل این مقالات و آموزش سايت دارم

فقط امیدورام با این اوصاف وبسایتم از سانسور و فیلترینگ محفوظ بمونه

هدف من فقط آموزش و قرار دادن یه سری مطالب ناب است که شاید الان اون ها رو می‌شه تو سایت‌های فیلترشده پیدا کرد 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط سعید  |