1. بچه ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند....
و گنجشکها جدي جدي مي ميرند.
آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند ....
و قلبها جدي جدي مي شکنند.
آدمها شوخي شوخي لبخند مي زنند....
و دلها جدي جدي عاشق مي شوند .
2. زندگی مال تو مرگ مال من، راحتی مال تو گرفتاری مال من، شادی مال تو غم مال من، همه چی مال تو ولی تو مال من
3. عشق آن نيست که يک دل به صد يار دهي عشق آن است که صد دل به يک يار دهي گريه زماني زيباست که براي عشق باشد عشق زماني زيباست که براي تو باشد و تو زماني زيبايي که براي من باشي هميشه بزرگترين آرزوم اين بود که کوچک ترين آرزوت باشم
4. اگر بهترين دوستم نيستي بهترين دشمنم باش اگر غمخوارم نيستي حداقل بزرگترين غمم باش هر چه هستي هميشه بهترين باش چون بهترينها هميشه تو خاطر مي مونن پس در بدترين خاطراتم تو بهترين باش
درخت تنها
آخرهاي فصل پاييز یه درخت پير و تنها
تنها برگي روي شاخش مونده بود ميون برگها
يه شبي درخت به برگ گفت کاش بموني درکنارم
آخه من ميون برگها فقط تنها تو رو دارم
وقتي برگ درخت رو ميديد داره از غصه ميميره
با خدا راز و نياز کرد اون رو از درخت نگيره
با دلي خرد و شکسته، گفت نذار از اون جدا شم
اي خدا کاري بکن که تا بهار همين جا باشم
برگ تو خلوت شبونه از دلش با خدا مي گفت
غافل از اينکه يه گوشه باد همه حرفاشو مي شنفت
باد اومد با خنده اي گفت : آخه اين حرفها کدومه
با هجوم من رو شاخه عمر هر دوتون تمومه
يه دفعه باد خيلي خشمگين با يه قدرتي فراوان
سيلي زد به برگ و شاخه تا بگيره از درخت جون
ولي برگ مثل يه کوهي به درخت چسبيد و چسبيد
تا که باد رفت پيش بارون. بارون هم قصه رو فهميد
بارون گفت با رعد و برقم مي سوزونمش تا ريشه
تا که آثاري نمونه ديگه از درخت و بيشه
ولي بارونم مثل باد توي اين بازي شکست خورد
به جايي رسيد که بارون آرزو مي کرد که ميمرد
برگ نيفتاد، آخه اين کار خدا بود
هر کي زندگيش رو باخته دلش از خدا جدا بود
»»» این مطالب پایین هم متلعق به همون فردیه که حداقل روزی یه دونه میل برام می فرسته
پیام عشق
سر گیسو به مستی تاب دادی
به جانم، مستی بس خواب دادی
پیام عشق را آغاز کردی
نیازم رو چو ديدی، ناز کردی
تو بودی، طوطی خوش بختیه من
ولی، زود از برم پرواز دادی
ببخش
ببخش اگه تو قصه مون
دو رنگ و نامرد نبودم
ببخش که عاشقت بودم
خسته و دل سرد نبودم
ببخش که مثل تو نشد
خیانتو یاد بگیرم
اگه که گفتم به چشات
بذار واسه تو بمیرم
ببخش اگه تو گریه هام
دو رنگی و ریا نبود
اگر دستم مثه تو
با کسی آشنا نبود
ببخش اگه تو عشقمون
کم نمی ذاشتم چیزی رو
ببخش که یادم نمی ره
اون روزای پاییزی رو
لیاقت دستای تو
بیشتر از این نبود عزیز
«««
¤ بعد از مرگم دستهايم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همگان ببينند که پس از اين همه رنج و سختي چيزي با خود از اين دنيا نبرده ام
بالم شکسته چاره ندارم، دعا کنید. پژمرده شاخه های قرارم، دعا کنید. احساس آشنایی من مانده در قفس وا مانده ای به پشت حصارم، دعا کنید. از من گرفته اند حسودان مسیر عشق دیگر کجا قدم بگذارم، دعا کنید. من خسته ام و از سفری دور می رسم تا بشکفد دوباره قرارم، دعا کنید. یاران صفا و تازگی باغتان کجاست پژمرده شاخه های بهارم، دعا کنید ...![]()
نتیجه:
۱. هفته ی دیگه اگه خدا بخواد قراره برم اتاق تشریح بدن انسان تو دانشگاه علوم پزشکی سمنان
هم یه چرخی تو دانشکده می زنم و هم یه سر می رم خوابگاهشون![]()
۲. نمی دونم چرا بعضی ها تو لیست خودشون برای من Apear Offline قرار دادن یا این که هر وقت میام
خودشون رو الکی خاموش می کنن
همین جا بهشون بگم این کارا فایده نداره هیچ کس نمی تونه از زیر دست من فرار کنه
می خواید خودتون امتحان کنید برید سایت meebo.com که ما هر وقت تو دانشگاهمون بخوایم
با مسنجر چت کنیم از این سایت استفاده می کنیم
تمام کسانی که خودشون رو Apear کردن رو به صورت چشمک زن نشون می ده
و اینو بدونید من هر چند وقت یه بار با این سایت آنلاین می شم![]()
روزی که تو به دنیا اومدی، داشت بارون می اومد اما اون روز هوا بارونی نبود اون فرشته ها بودن که گریه می کردن چون یکی از اونها گم شده بود. » عزیز تولدت مبارک
«
من روز تولدت یادم نرفته فقط به دلیل این که دوست نداشتم روزش لو بره الان این مطلبو نوشتم ( مگه می شه تو رو فراموش کرد
)

دوست داشتم برات از عشق بنویسم ولی من نویسنده نیستم ...
اما می تونم چند خط از دلم بنویسم ...
1. اگر کسی تو را آنطور که می خوای دوست ندارد، به این معنا نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد
2. آرزو نکن توی دنیا، کسی رو داشته باشی آرزو کن دنیای کسی باشی
هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا این قدر کوچیکه که دو تا دل توش جا نمی شه ولی اگه بستی دیگه ازش جدا نشو چون این دنیا این قدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی
» و یه حرف از خودم: از اولین فرصت ها استفاده کنید شانس هیچ وقت در خونه ی آدمو نمی زنه
شاید زمونه اون کسی رو که پیداش کردی هیچ وقت دیگه هم برات به ارمغان نیاره
» تو خودشی » اونی که حتی تو خوابم نمی دیدم![]()
این شعر هم هیچ مناسبتی با این پست من نداره فقط چون یکی اصرار داشت من چرا تو وبلاگم شعر نمی ذارم منم قبول کردم که اون از این به بعد برام شعر بفرسته، منم داخل وبلاگم بذارم ( من که خیلی از این شعر خوش اومده )
شکست
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
در فراموشی هم، آغوشت کنم
می روم، از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخیه برخوردهای سرد را
سلاکس ( بر وزن اکس ) بابایی![]()
عید چطور بود؟
اصلا که به تن ما نچسبید یعنی یه جورایی فاز ( با غلظت زیاد به مانند مادرم ) نداد!![]()
این پستم از سر اجبار بود که شروع کردم به نوشتن یعنی چیزی نداشتم که بگم
چه اتفاقات عجیبی تو این دو، سه روزه برام افتاد
بد جور از حالت تعادل خارج شده بودم و کنترل اعصابم دست خودم نبود ( وای که چقدر رمم مشغول بود این آخری ها دیگه مشرف به هنگیدن بود )
هر شادی و دل خوشی هم داشتم از دماغم در رفت
همش آرزوم این بود که هر زودتر مدرسه ( ببخشید از اون ور خواهرم داد زد گفت دانشگاه
) شروع بشه و دوباره یه کم شیطونی کنم![]()
نتایج :
قبض تلفنمون برای اولین بار به رقم بی سابقه ی 78000 تومان رسید!
می بینید چقدر مزخرفات گفتم دیگه اون نی نی ناز مسعود-بابایی (
) نیستم ( به قول اون شدم یه
Gohhhh )---> البته منو مسعود با هم از این جور شوخی ها داریم![]()
و برای این که پستم خالی از عریضه نباشه و شما هم دست خالی برنگردید و یه فیضی برده باشید یه کم از این آفلاین هایی که دوستان زحمت کشیدن برای همه سند تو آل کردن رو این جا می ذارم![]()
1. عشق رو " اد " کن .. به احساسات قشنگت " پي ام " بده .. غم رو " دليت " کن براي غرور" آف " بذار بگو بشکن آخه دنيا دو روزه .. و خيانت رو "هک " کن از انسانيت " کپي " بگير و " سندتوآل " کن با صداقت، وفا و معرفت هم "چت " کن از زيباترين خاطره هاي زندگيت " وب " بگير ..
2. اگر دل کسي رو شکستي يه ميخ بزن به ديوار اگر تونستي دلشو بدست بياري اون ميخ رو از ديوار در بيار ولي افسوس که جاي ميخ روي ديوار مي ماند.
ویرایش شده در تاریخ ۱۳ فروردین :
¤ امسال برای اولین بار تو عمرم سبزه گره زدم![]()
![]()