سلام به همه ی دوستان
سلام زندگی، سلام آینده، سلام سرنوشت و سلام ...
این چند وقت خیلی اتفاقات جالب داره برام پیش میاد ...
دو هفته ی پیش که 3 مین باری بود که برای امتحان داخل شهر رفته بودم بالاخره به هر زحمتی بود تصدیق رو گرفتم
قضیه از این قرار بود که چون با افسر راهنمایی و رانندگی که تو این 2 بار امتحان قبل با هم کلی صمیمی شده بودیم
این دفعه که پشت فرمون بودم لپم کشید و گفت یه جاهایی بی دلیل هول می شی با این که خیلی ضعیفی ولی این دفعه رو قبولت می کنم
گفت وجدانم راضی نمی شه ولی بالاخره مهر تاییدو زد
منم بعد از پیاده شدن گفتم جناب سروان شیرینی چی؟ گفت خودت شیرینی
( نمی دونم چی شده چند وقتیه، دوستام هم لپمو می کشن )
نتیجه :
کاش تمام مشکلاتم با کشیده شدن لپام حل می شد ...
* این دفعه خیلی نوشته هام پرت و بلا بودن، دیگه خودتون ببخشید
امیدوارم سال 85 براتون سال خوبی باشه و شاهد موفقیت هاتون در تمام مراحل زندگی باشین
یه چیز دیگه،برای منم دعا کنید به اون چیزی که می خوام ( که تا حدود نسبی بهش رسیدم ) به طور کامل و مطلوبم برسم